سال ۱۳۷۳ جامعه هنری قوچان شاهد غروب حاج حسین یگانه بود و یک سال بعد، افول ستاره‌ی وجود اسماعیل ستارزاده را به چشم دید. و اینک در ۱۳۸۶ آخرین بخشی افسانه‌های ملی چشم از جهان فرو بسته ‌است پایتخت موسیقی مقامی ا ین بار گنجینه‌ی ملی و شخصیتی متعلق به بشریت را از دست داد.
حاج قربان سلیمانی را در روزی که از سوی سازندگان برنامه‌ی در دیار اندیشه و هنر به علی آباد رفته بودم شناختم و این آغازی بود برای شناخت ایشان از سوی جامعه‌ی هنری استان و کشور و سراسر جهان.
دومین معرفی زمانی بود که زنده یاد محمد قربان صباغ او را به فستیوال موسیقی فجر شناساند. اجرای بی نظیر استاد در جشنواره‌ی موسیقی فجر نام او را بر سر زبانها انداخت.
چهره‌ی جذاب، برخورد زیبا، لباسهای ساده‌ی روستایی و در نهایت پنجه‌ی ساحر این پیرمرد خوش مشرب که ششمین نسل بخشی از خانواده‌ی دوتار بود، مسئولین مرکز موسیقی کشور را مصمم به استفاده‌ی بیشتر از این ذخیره‌ی پایان ناپذیر نمود. پس از آن بود که اکثر فستیوالهای موسیقی و هنرمندان با نام و هنر حاجی آشنا شدند. اوج هنر او در آوینیون فرانسه پدیدار شد. فستیوال جهانی موسیقی ملل که همه ساله در این شهر هنری فرانسه برگزار میشود شاهد ظهور چهره‌ای بود که با دستان زمخت کشاورزی برسیم سرد دوتار می‌‌نواخت و اعجاز می‌آفرید. اجرای حاجی در کاخ ورسای و یا چشمه‌ی برنادت بود که شوری دیگر بر پا نمود و خبرگزاری‌های مختلف او را در راس اخبار هنری نشاندند و به عنوان پدیده‌ی جهانی موسیقی به سراسر گیتی مخابره کردند.
حاج قربان در یک اجرای عمومی در قم که بسیاری از علمای دینی هم حضور داشتند چنان با شور و حال عرفانی در منقبت پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت خواندند که همه را مسحور هنرخود کردند و در آن برنامه بود که هنرحاجی مورد تفقد علمای حاضر در جلسه قرار گرفت.
زندگی روستایی و پوشش ساده و خانه‌ی کاهگلی و آرامش چهره‌ی حاجی انسان را به یاد نقشهای مینیاتور استاد بهزاد می‌انداخت. همین ویژگی‌ها جذابیت او را چند برابر میکرد.
حاج قربان تا آنجا پیش رفت که نشان ارزشمند درجه‌ی۲ هنر را از رییس جمهور وقت دریافت کرد. حال که از رییس جمهور گفتم خاطره‌ای را بیان میکنم:
در سفر تبلیغاتی آقای خاتمی درحالی که انبوه جمعیت در مسجد جامع به سخنان او گوش می دادند دیدند که خاتمی بلافاصله پس از پایان سخنانش به سمتی رفت که حاج قربان دور از انظار نشسته بود و با صمیمیت تمام او را در آغوش گرفت.
پرتو هنر حاجی از جایی عالمگیر شد که مجامع معتبر هنری جهان او را ستاره‌ی بی‌چون و چرای آوینیون معرفی کردند. در صفحه‌ی اول نشریه‌ی لیبراسیون شماره‌‌ی ۳۱۶۹ به تاریخ ۹۱/۷/۳۱ درسایه‌ی عکس بزرگ استاد حاج قربان سلیمانی ذکر نمودند:
اصالت بارز و توان بالای نوازندگی دوتار و قدرت عالی ایشان در ارایه‌ی آوازهایی به زبان‌های فارسی؛ ترکی و کردی علاقمندان موسیقی را چنان تحت تاثیر قرار داد که با ابراز احساسات ممتد؛ آنان را وادار ساختند که برنامه‌‌ی خود را تکرار کنند و در پایان تماشاگران که بسیاری از آنان حتی با زبان فارسی هم آشنایی نداشتند حاج قربان را درآغوش کشیدند و بسیاری از موسیقی شناسان؛ مدیران؛ دست اندرکاران فستیوال‌های جهانی و خبرنگاران و گزارشگران مطبوعاتی و همچنین رادیو و تلویزیون‌های کشورهای مختلف برای دیدار و گفتگو با این هنرمند مبرز و ناشناخته به دفتر فستیوال و هتل محل اقامتش مراجعه می نمودند تا عکس و گزارش تهیه کنند. از جمله ( پیترزسلرز ) مدیر فستیوال لوس آنجلس اعلام کرد که سعی می کنم تا برای سال ۱۹۹۳ استاد سلیمانی را به جشنواره دعوت نمایند.
در قسمتی از گزارش خاطرات محمدعلی مصحفی در آلمان (مارس ۱۹۹۳) باعنوان (توفیق دیدار با حاج قربان بخشی شوریده دل خراسان ) آمده است: به قصبه‌ی موسی بیک اوف در باکو برای دیدن عاشیق الهام عسگر اوغلو رفتم و در معیت او پس از مراحل ویزا و پاسپورت و هماهنگی با سفارت ایران در باکو به ایران عزیمت نمودیم. عاشیق الهام عسگر اوغلو اهل دهکده‌ی طاوس و شاگرد عاشیق کماندار فارغ التحصیل هنرهای زیبای دانشگاه باکو می‌باشد. پس از ورود به تهران و شبی استراحت به سمت شهرستان قوچان و روستای علی آباد راه افتادیم. پس از رسیدن به مقصد متوجه شدم که بهترین جایی که می‌‌‌توانستم الهام عسگر اوغلو را ببرم همانا خانه‌ی استاد حاج قربان بود. خواهش کردم که به محض رسیدن به حوالی خانه‌ی حاج قربان شروع به نواختن و خواندن بکند. ورود ما به علی‌آباد با چنین حال و احوالی توجه اهالی را جلب کرده بود. عده‌ی زیادی در خانه‌ی حاج قربان جمع شدند. عاشیق هم شروع به خواندن در مایه‌ی ( باش ساری تل ) کرد. صدای ساز و آواز حاج قربان را از داخل خانه بیرون کشید و باحیرت درب را گشود و وقتی ما را دید با خنده‌ای بلند رویمان را بوسید و به داخل خانه راهنمایی‌مان کرد. اتاقی که درآن وقتی استاد شجریان به دیدار این بخشی شوریده دل می‌آید دو زانو بر زمین می نشیند. صدای پرطنین عاشیق الهام و صدای سوزناک سازش در دالان منزل حاج قربان پیچیده و همسایگان را به حیرت واداشته بود که این عاشق غریب و آشنای نا آشنا کجا بود که به یکباره در روستا‌‌یشان پیدا شده ... و در مورد موسیقی قوچان نیز آمده: همانگونه که آقای امرا... صفری نوشته‌اند غنی‌ترین و قدیمی‌ترین فرهنگ موسیقی درخراسان وجود دارد که متاسفانه از طرف بعضی‌ها این موسیقی ((محلی)) نامیده می‌شود که این عنوان به مقدار زیادی از ارزش آن میکاهد. این مساله حتی موجب رنجش خاطر حاج قربان را هم فراهم آورده است . وی تعریف می کند که روزی چند نفر از تهران به خانه‌اش آمده و می‌خواسته‌اند که ایشان را برای اجرای موسیقی محلی به تهران دعوت کنند که حاجی به ایشان می‌گوید: آقا این حرفها چیه؟ چرا با فرهنگ و حیثیت مردم بازی می‌کنین؟ موسیقی محلی یعنی چی؟ این موسیقی مقام است و مقام مادر آهنگ‌ها می‌باشد. بعدها در هزاره‌ی شاهنامه‌ی فردوسی رسما به همین نام خوانده شد و باید گفت (مقام، کلید شناسایی موسیقی ایرانی است)... سلیمانی در دشت زندگی می کند. در انتهای راه باریک در قسمت خروجی ده علی‌آباد. آن مرد پشت دیوار کاهگلی خود حکومت می‌کند. ملکی با یک گاو سیاه‌؛ یک شیر آب لوله کشی شده‌؛ یک تنور پخت نان و یک باغ نامنظم با دیوارهای نیمه ویران که ایوان خانه‌اش مشرف به دشت است. می نشیند؛ انگشتان گره خورده‌اش را باز می‌کند و دوتار ( این ساز کهن موسیقی خراسان ) را می نوازد. در اتاق یک لامپ نیون در سقف سفید رنگ اتاق آنها متصل است‌؛ یک آیینه و یک قالیچه‌ی نماز، دیوار اتاق را تزیین کرده است و فقط همین آخرین اشعه های آفتاب به ریش سلیمانی پیر چنگ می اندازد و او هنوز درحال نوازش کردن دوتار خود است.
توضیح نویسنده:
در طول سالیان‌؛ از نزدیک من و سایر هنرمندان شهرستان در خدمت استاد بوده‌ایم و چون پروانه گرد شمع وجود او گشته‌ایم و از پند و نصایح و هنر استاد درس گرفته‌ایم .
او اکنون به نور پیوسته و برای هنرمندان قوچان که مایه‌ی مباهاتشان بود ضایعه‌ای اسفناک بر جای گذارده. اما نکته‌ای بیشتر آزارمان می‌دهد و آن اینکه: گرچه صدها لقب و عنوان به این پیر فرزانه از طرف خیلی‌ها اهدا شد اما در این اواخر دریغ از یک دلجویی مختصر از سوی متولیان ... گرچه در این میان هنرمندان شهرستان و چند شخصیت فرهنگی‌؛ سیاسی بومی سنگ تمام گذاشتند. و اینک در قبال این کم لطفی انتظار داریم که آرامگاه ایشان که قرار است هنرمندان نامی شهرستان را پذیرا باشد مورد لطف قرارگیرد و با احداث یادمانی تاریخی در آنجا مرکزی آبرومند برای اعتلای هنر ایجاد شود.

خاک پای اهل فرهنگ و هنر
محمد حسن گودرزی



تمامي حقوق متعلق به سايت WWW.GoodarziDotar.com مي باشد، انتشار اخبار و مقالات با ذكر منبع بلامانع است.