| خورشيد در پس پرده گزارش دقيق و واقعي از هنرمند اصيل و استاد منحصر به فرد و گرانقدري همچون احمدقلي احمدي مستلزم شناخت و احاطه بر موسيقي و فرهنگ شمال خراسان (و حتي علم موسيقي به طور عام) از يك سو و شناخت و بررسي زوايا و ابعاد زندگي و شخصيت او از سوي ديگر است، لذا آنچه ميخوانيد از اين منظر و اعتبار، مبتني و محدود به بضاعت و جايگاه علمي و هنري و داشتههاي شخصي نگارنده است، نه لزوما در حد و شايستگي آن مرحوم. وي يكي از بزرگترين و اصيلترين بخشي از نسل تكرار ناپذير در موسيقي و فرهنگ شمال خراسان بود كه ويژگيها و فاكتورهاي خاص جايگاه هنري ممتاز، رفيع، برجسته، منحصر به فرد و دست نيافتني را براي او رقم ميزند. نوازندگي دوتار و به عبارت صحيحتر«بخشي گري»را از كودكي (حدود 10 سالگي) به ميراث داري از دايي خود استاد فقيد مرحوم خانمحمد قيطاقي سرسلسله و استاد اكثر بخشيان بنام معاصر منطقهي قوچان (همچون مرحوم حاج حسين يگانه، حاج قربان سليماني، مرحوم اسماعيل ستارزاده، مرحوم رستم جعفرآبادي و حاج غلامحسين و...) آغاز كرد. برخي از ويژگيهاي سبك احمدي را ميتوان توضيح داد: كوك كوكهاي معمول دوتار نوازندگان و بخشيان شمال خراسان در حال حاضر (خصوصا) و شايد به دنبال تاثيرات فواصل و موسيقي شهري و... محدود و متمركز به دو كوك در نسبتهاي فواصل چهارم و پنجم درست نزولي شده است كه احمدي از اين جرگه خارج و ضمن حفظ عين فواصل استادش همانند او از يكي از كوكهاي مهجور و بسيار قديمي استفاده ميكرد كه توضيح علمي آن در حوصله ي اين مقاله نبوده و فقط به همين اكتفا ميشود كه كوك مذكور بازمانده و مربوط به دوران قبل از گسترش و نفوذ آراي صفي الدين ارموي (موسيقيدان و نظريه پرداز بزرگ موسيقي قرن 7 ق) است. نكتهي مهم ديگر اينكه احمدي از اين كوكها براي همهي رپرتوار موسيقي خود استفاده ميكرد. همچنين لازم به توضيح است كه عموما به علت آلودگي و محدوديت گوشهاي شنوندگان معاصر يا عادت به شنيدن فواصل پنجم يا چهارم، غالبا در دقايق ابتداي شنيدن ساز ايشان، ارتباط معمول ايجاد نميشود و كم كم و به تدريج تصور غلط فالشي محو ميشود. آواز نوع حنجره و استفادهي خاص، صداسازي، ويژگيهاي كششها و بعضي تحريرهاي خاص محلي، نوع و نحوه ارتباط و اتصال دو بخش يا بهتر دو دانگ (پايين پرده و بالاپرده) و ديگر جزئيات وصف ناپذير آواز او (كه خود بر آن وقوف كامل داشته)كم نظيري و حتي در مواقع روايات و ابعاد و بخشهاي خاصي بينظيري او را در آواز ايراني به طور عام دامن ميزند. ناگفته نماند كه افت ارتفاع صداي ايشان در يك دوره 40 ساله (با توجه به آرشيو نگارنده) بسيار ناچيز (حدود نيم پرده) است كه حداقل در شمال خراسان بينظير است. آهنگ جريان معمول و رايجي دربارهي استاد و شاگرد در دوتار شمال خراسان) و حتي ديگر حوزههاي موسيقايي و هنري (وجود دارد كه طي آن روايت يا آموختههاي شاگرد در جايگاه راوي دوم بنا به دلايل مختلفي دچار تغييرات ميشود. به عبارت ديگر، شاگرد پس از رسيدن به كمالي نسبي راه و سبك شخصياي را يافته و روايت انتخابي خود را (البته در همان چهارچوب) از آموختههايش ارائه ميكند كه عمدا يا عجزا بايد آثار استاد خود را به طور نسبي گاهي به سختي از لابه لاي روايتي بيابيم. پايبندي عامدانه و وسواس احمدي به حفظ دقيق و پرهيز از دخل و تصرف در آموختههايش در عين توانايي به اعمال تغيير، ناشي از شناخت و آ گاهي عميق و عشق او به موسيقي و فرهنگ منطقه بود. با اندكي تامل و بررسي در آثار صوتي و تصويري شادروان احمدقلي احمدي ميتوان نكات ديگري نيز به آن ويژگيها افزود كه به برخي از آنها نيز اشاره ميشود: 1- توانايي و پايبندي به اجراي كامل و تمام عيار آهنگها همراه با آواز در دو بخش بالا دسته و پايين دسته. 2- نبود حتي يك مورد فالشي در آواز و ساز (در نمونههاي موجود 40 سال آخر زندگي او). 3- دقت و ظرافت در انتخاب آهنگ در ضمن روايتگري. 4- وجود نوعي رديف نوازي در آهنگهايي خاص كه بر وجود تقدم و تاخر نغمات در گذشتهي دورتر دلالت ميكند. 5- تسلط و بلاغت و بيان قاطع و سليس و روان در روايتگري و نقالي، ضمن اشراف به امثال و اشعار متفرقه و استفاده مناسب از آنها. 6- حافظهي قوي و تسلط به اجراي في البداهه هر يك از روايتهاي موجود منطقه و اشعار متفرقهي تركي، كردي و فارسي. استاد پس از حدود 81 سال زندگي در آخرين ساعات روز آخر آذرماه امسال در اولين لحظات ورود به محل سكونت خود (شهر كهنه قوچان) در برگشت عاجلانه از تهران در پي شركت در جشنوارهي « نعت خورشيد» با دلي اندوهناك و كامي تلخ از جفاكاري و بيمهري اطرافيان و گزينش گران مربوطه، در پس اولين قدمهاي مسير منزل، دار فاني را وداع گفت و اين هم از سعادت و شايستگياش بود كه آخرين بار سازش و صدايش احمدي وار در « نعت خورشيد» محمد (ص) همساز شد. سعيد طهراني زاده روزنامه اعتماد ملي / شماره 2875/11/85 |