گزارش نخستين روز هم‌انديشی موسيقی خراسان و ماوراءالنهر
خراسان، نقطه‌ی تلاقی فرهنگ و هنر ايران

هم‌انديشی دو روزه‌ی بررسی موسيقی خراسان و ماوراءالنهر، در استقبال از همايش قطب‌الدين شيرازی كه ارديبهشت ماه 1385 برگزار می‌شود، از سه‌شنبه 13 دی ماه به مدت دو روز در سينماتك موزه هنرهای معاصر آغاز شد.
به گزارش روابط عمومی فرهنگستان هنر، در ابتدای اين هم‌انديشی ايرج نعيمايی، عضو وابسته‌ی فرهنگستان هنر،‌ ماوراءالنهر را محل تلفيق موسيقی و فرهنگ و هنر ايران دانست و گفت: «اگر بگوييم خراسان نقطه‌ی اتلاق فرهنگ و هنر ايران است (به خصوص پس از اسلام موسيقی مناطق مختلف را در خود جمع كرده است )حرف بعيدی نزده‌ايم. ماوراءالنهر سبك‌های مختلف موسيقی را در خود گنجانده است.
نعيمایی ادامه داد: «تا چند سال پيش كسانی كه موسيقی نواحی را بررسی می‌كردند، آن را موسيقی ساده می‌دانستند. اما امروز ثابت شده كه ساختار برخی از موسيقی‌های محلی بسيار پيچيده است. موسيقی تمامی خراسان حتی از موسيقی رديفی هم پيچ و شكست و حركت‌های تكنيكی‌تری دارد. به عنوان مثال تكنيك‌های «نواخت» با دست راست از افراد معمولی بر نمی‌آيد. درست است كه در ظاهر موسيقی خراسان با يك يا در نهايت دو ساز اجرا می‌شود و ساده است ، اما با تفكر صوفيانه و عميق همراه شده است.
در ادامه اميرحسين پورجوادی دبير علمی همايش ، نيز خراسان را يكی از مهدهای بزرگ فرهنگ و تمدن ايرانی خواند و گفت: «پيشينه‌ی تاريخی موسيقی اين منطقه تا دوران باستان قابل تعقيب است. ماوراءالنهر براساس شواهد تاريخی يكی از كهن‌ترين مراكز موسيقی جهان بوده و بعد از اسلام نيز بسياری از موسيقی دانان برجسته جهان اسلام در خراسان ‌زيسته يا از مكتب‌های موسيقی آن برخاسته بودند. موسيقی دانان و موسيقی شناسان همچون نيشابوری، فارابی، ابن سينا، خوارزمی ، جامی ، درويش علی چنگی و ... برخاسته از اين فرهنگ و تمدن بوده‌اند.
پورجوادی همچنين ادامه داد: «امروزه نيز فرهنگ موسيقيایی خراسان بزرگ و ماوراءالنهر و خرده فرهنگ‌هايی كه در آن وجود دارد ، برآيندی از موسيقی‌های فارس، تاجيك،‌ ازبك، كرد، پشتون و ... است. با وجودی كه اين اقوام موسيقی واحدی اجرا نمی‌كنند ، اما سنت اصلی آنها بسيار به هم نزديك است؛ درست مثل يك پارچه به هم بافته شده است.
پس از آن استاد عبدالله سرور احمدی و حبيب حبيبی‌فرد با دوتار نوازی و آواز شرق خراسان گوشه‌هایی از موسيقی خراسان را به نمايش گذاشتند. در ادامه هومان اسعدی به ايراد سخن پرداخت: « حمايت حكومت تيموری از موسيقی‌دانان، الگوی مناسبی برای اثبات اين نكته است كه اگر از هنر و موسيقی حمايت شود، به شكوفايی و رشد می‌رسد.
هومان اسعدی عضو شورای علمی همايش بين المللی قطب الدين شيرازی، در سخنرانی خود كه با موضوع «موسيقی هرات در دوره‌ی تيموری» ايراد شد، به تأثير حمايت‌های حكومت تيموری از فرهنگ و هنر به خصوص موسيقی اشاره كرد و گفت: «حمايت از هنر در اين دوره يكی از مهمترين عوامل پيشرفت موسيقی خراسان بود. حتی بسياری از اشخاص دربار تيموری نوازندگان برجسته‌‌ای بودند و ارتباط نزديكی با موسيقی‌دانان وجود داشت تا جايی كه شاهزادگان تيموری مستقيماً برای آنها نامه و دعوت نامه می‌فرستادند.
او ادامه داد: «امير علی شير نوايی ، شاعر نام آشنای خراسان، در اين دوره می‌زيست و بسياری از آثار مشهور او مديون شرايط خوب اجتماعی دوره‌ی تيموری است. موسيقی خراسان در اين دوره به تكوين و تثبيت رسيد و می‌توان گفت اوج شكوفایی و رشد آن را بايد همين دوره دانست. عبدالقادر مراغه‌ای كه يكی ديگر از چهره‌های شاخص اين دوره است، نيز گواه ديگری بر اين مدعاست. ماوراءالنهر مركز فرهنگ و هنر منطقه در دوره تيموری بود. تا جایی كه هنرمندانی از كشمير و هند به آنجا می‌آمدند و به تحصيل موسيقی می‌پرداختند.
پس از اسعدی، امير‌حسين پورجوادی پيرامون موسيقی خراسان در دوره‌ی صفويه به ايراد سخن پرداخت. وی مكتب موسيقایی اين دوره را كه در هرات شكل و رواج داشته است و بنيان‌گذار آن " مراغه‌ای " بوده پايه و ستون مهم فرهنگ موسيقی جهان اسلام دانست.
پورجوادی ادامه داد : تداوم سنت مكتب هرات در صفويه به خوبی ديده می‌شود اما سؤال اينجاست كه آيا تداوم سنت مكتب هرات در صفويه به طور كامل ديده می‌شود؟ وی خاطر نشان كرد كه آنچه باعث تداوم ، رونق يا تغيير شكل يك سبك می‌شود شيوه‌ی حمايت پشتيبانان و سردمداران آن دوران بوده و هست. مثلاً شاه اسماعيل خودش شاعر بود اما موسيقی كه در دربار او رايج بود نسبت به موسيقی دربار سلطان حسين خشن‌تر بود.
پورجوادی در بخش ديگری از سخنان خود به مينياتورهای دوره‌ی صفويه اشاره كرد و گفت اهميت وجود موسيقی و حضور چشم‌گير نوازندگان در مجالس و دربار در اين تصاوير به خوبی نشان داده شده است.
بخش دوم اولين روز از همايش موسيقی خراسان و ماوراءالنهر با نشستی به رياست دكتر ساسان فاطمی ادامه پيدا كرد كه در آن محمدرضا درويشی ، منصوره ثابت زاده و استفان بلام مقالات خودرا ارائه كردند.
ابتدا محمدرضا درويشی درباره‌ی جايگاه دو تار در موسيقی كنونی خراسان گفت : خراسان پيش از تقسيمات جديد پهناورترين استان ايران بود كه امروزه به سه منطقه‌ی جنوبی ، شرقی – مركزی و شمالی تقسيم شده است.
وی گفت : زبان و ادبيات غالب در خراسان جنوبی و شرقی فارسی دری است ، در حالی كه زبان و ادبيات غالب در خراسان شمالی تركی و كردی است و همين تفاوت در زبان و ادبيات و رسوم به كليت موسيقی اين مناطق قابل تعميم است.
درويشی تأكيد كرد : دو تار تنها سازی است كه امروز در جنوب خراسان ديده می‌شود و همان طور كه در خراسان با سه نوع موسيقی روبرو هستيم در هر سه حوزه سه نوع دو تار هم داريم. ساز اول دوتار حوزه‌ی شرقی ، دو تار شمالی و سوم دوتار تركمنی و تفاوتهایی كه اين ساز در سه فرهنگ شرقی ، شمالی و تركمنی دارد در دسته‌ی آنها است.
سخنران بعدی منصوره ثابت‌زاده درباره‌ی بازی‌های خراسان چنين توضيح داد كه حركات موزون در خراسان بازی اطلاق می‌شود و اين واژه‌ای است كه در ديگر نقاط ايران رايج نيست. وی ضمن تأكيد بر اينكه فرهنگ بازی در خراسان بسيار غنی است و متعاقباً آهنگهای اين حوزه نيز بخش مهمی از موسيقی خراسان را تشكيل می‌دهند گفت : اين آهنگها اكثراً با سازهای قشمه ، سرنا و دهل نواخته می‌شوند.
ثابت‌زاده گفت : در كل خراسان بازی‌ها به شكل دوره‌ای و زنجيره‌ای است كه با ريتم آهسته شروع و به ريتم تند ختم می‌شود.
وی افزود : در حوزه‌ی جنوب مخلوطی از بازی‌ها را می‌بينيم كه سرنا ، دهل ، قمشه و دايره در آن ديده می‌شود و تأثير موسيقی كرمان و سيستان در آن به خوبی ديده می‌شود.
پس از ثابت‌زاده استفان بلام به توضيحاتی درباره‌ی داستان حضرت علی (ع) و امام رضا (ع (در رپرتوار بخش‌های شمالی خراسان پرداخت و سپس ميزگرد علمی اين همايش با رياست مهرداد احمديان و حضور محمدرضا درويشی ، منصوره ثابت‌زاده ، استفان بلام ، هومان اسعدی ، اميرحسين پورجوادی و ساسان فاطمی برگزار شد.
ابتدا مهرداد احمديان اين سئوال را مطرح كرد كه حال با بررسی تاريخی موسيقی خراسان می‌خواهيم بدانيم كه آيا اين سير تاريخی به هم پيوسته بوده يا انقطاع ‌و دوره‌های اوج و سكون يا تغيير شكل هم بوده. احمديان از اساتيد حاضر در جلسه خواست پيرامون اين مسئله پاسخ‌گو باشند.
ساسان فاطمی در اين باره گفت : مباحثی كه تاكنون مطرح شده پيرامون دو جنبه‌ی موسيقی جدی يا هنری و ديگری مردمی يا عامه‌پسند بوده است. از طرف ديگر خراسان بزرگ هرچند با سنت موسيقی ايران متفاوت است اما مفاهيم مشترك دارد.
فاطمی گفت : می‌خواهم بپرسم امروزه با اين تعدد مركزيت موسيقيایی خراسان صرفاً يك ماهيت ايرانی دارد يا مخلوطی از ماهيت ايرانی، تركی است و اصلاً تا چه حد مديون كدام قوم است؟
درويشی در پاسخ گفت : هرچه از نيشابور به سمت بالا حركت كنيم ديگر زبان فارسی نمی‌بينيم و زبانها ريشه در گويشهای مختلف تركی دارد ولی آن محدوده‌ای كه امروز جغرافيای خراسان را نشان می‌دهد حدود 4/3 آن به زبان فارسی صحبت می‌كنند مگر اينكه اقوام مهاجر باشند.
پور جوادی در تكميل سخنان درويشی گفت : پيش‌تر درباره‌ی ايجاد تغيير و تحول در حوزه‌ی موسيقی به موضوع حامی اشاره كردم حالا می‌خواهم بگويم علاوه بر حمايت جابه جایی هم عامل ديگری است . مثلاً در قرن 10 مركزيت موسيقی در ايران به اصفهان منتقل می‌شود پس سنت موسيقی با يك سری سنت جديد برخورد می‌كند و خواه و ناخواه تغييراتی در آن پديد می‌آيد كه ديگر نمی‌دانيم بر سر آن چه گذشته ولی تداوم آن باعث حفظ آن شده است.
هو مان اسعدی نيز گفت : استمرار و تحول جزء اجتناب‌ناپذير موسيقی است اما بايد ديد اين استمرار در چه عناصری بوده مثلاً اسناد مكتوب نشان می‌دهند رسالاتی كه صفی‌الدين ارموی نوشته تفاوتهایی با مقالات نويسندگان پس از او دارد اما در جوهره‌ی آن كليات تداوم ديده می‌شود.
در ادامه اين پرسش و پاسخ ساسان فاطمی از منصوره ثابت‌زاده كه درباره‌ی بازی‌های خراسان صحبت كرده بود پرسيد تقسيمات بازی‌ها بر چه اساسی بوده و ثابت‌زاده در پاسخ گفت : تقسيم‌بندی‌هایی كه من ارائه كردم حدس يا فرضياتی بود كه در سير تحقيقاتم به آنها برخورد كرده‌ام و برای اثبات آنها به زمان زيادی احتياج دارم فعلاً براساس لباس‌ها ، آداب و رسوم و اشتراكات به تقسيم و مرزبندی آنها رسيده‌ايم.



تمامي حقوق متعلق به سايت WWW.GoodarziDotar.com مي باشد، انتشار اخبار و مقالات با ذكر منبع بلامانع است.