قوچان- ايشانزاده
روزنامه‌ي‌‌خراسان‌، سه‌شنبه 27 دي 1379
ايران سرزمين گسترده و پهناوري است با فرهنگهاي ويژه و منطقه‌اي، در تاريخ اين سرزمين نمي‌توان موسيقي را ناديده گرفت اصلا، موسيقي اين سرزمين، تاريخ اين سرزمين است.
آنچه در تاريخ اتفاق افتاده در موسيقي متصور شده است که در ميان منطقه‌ي شمال خراسان نقش و سهم بسزائي داشته است.
موسيقي خراسان بويژه قوچان، سابقه‌اي چندين هزار ساله دارد که ريشه‌هاي آن را مي‌توان در عميقترين ادوار فرهنگي کشورمان جستجو کرد.
به سراغ يکي از همين حکايت گويان نادر از يادگاران ماندگار اين ديار، بخشي نام آشناي منطقه، استاد کربلائي عباسقلي رنجبر، پديده‌ي جشنواره‌ي موسيقي مقامي کرمان رفته تا ضمن ديدار او با وي گفتگوئي داشته باشيم.
پس از دقايقي، استاد،با گوشه‌ چشمي به ميهمانان و لبخندي حاکي از رضايت خاطر، بي‌تکلف، دوتارش را برداشته به رسم ميهمان نوازي و شايد هم احساس، بي‌اختيار پنجه در کاسه‌ي دوتار در‌مي‌افکند، او به اجراي همان آهنگي که مدتها منتظرش بوديم پرداخته و سخن از زبان ما مي‌گويد، آري، همان ‹‹ نوائي ›› دل انگيزش را و ديگر چنان در خويشتن غرق مي‌شود که ما را نمي‌بيند زمزمه‌ها با ساز همراهش چنان درمي‌آميزند که گاه فرياد و ناله‌ي دوتار بلند شده و گاه مويه‌ها آغاز مي‌گردند... بيان اين لحظه‌ها و حال و هواي آن هنگامه و بيقراري مشتاقان براستي که در وصف نمي‌گنجد!...
پس از اين اجرا، وي با سخني در زمينه‌ي اين آهنگ مي‌گويد: در واقع اجراي آهنگ، به ريزه‌کاريها، شيوه (تکنيکها) رفت و برگشت انگشتان بر دسته‌ي ساز و چپ و راستهاي پنجه بر کاسه، بستگي دارد و در ادامه؛ «.... ما که هيچ! اما حيف از پنجه‌هاي هنرمنداني که عاقبت در خاک پنهان شده و ديگر اثري از آن نيست و سازهاي شکسته‌اي که ديگر صدائي از آنها بر‌نمي‌خيزد....»
از او مي‌خواهيم قبل از هر چيزي حکايت خويش را بيان کند:
70 سال دارم، در شهر قوچان متولد شده از همان ابتدا پدرم، با خانواده به روستاي اترآباد از توابع قوچان نقل مکان نموده، دوران اوليه‌ي زندگانيم در آنجا سپري شده است. علاوه بر کار در روستا و اندکي کشاورزي، بعدها به شيوه‌ي پدرانم به حرفه‌ي آرايشگري مشغول شدم.
ازچه زماني به دوتار نوازي پرداختيد؟
راستش پدر بنده، خودش هم سازنده دوتار، هم نوازنده و خواننده بود و هم شاگرداني داشت.اين بود که گوش و چشم من از همان آغاز با اين ساز آشنا بود، اما پدرم اجازه نميداد به ساز او دست بزنم و حاضر نبود من هم در کنار شاگردانش اين هنر را فرا بگيرم، دلايلي هم داشت مثلا”مي‌گفت: اگر به اين هنر بپردازي از کسب و کار خودت باز مي‌ماني و ديگر اينکه مي‌ترسم بعدها از اين راه به دنبال نام و نان باشي و بخواهي از اين طريق امرار معاش کني و اين در شان يک بخشي و دوتار نواز خوب نيست، شايد هم فردا سر از کافه‌ها در آوري و اصلا” به فساد کشيده شوي!.... حقيقت هم اين است که اين هنر و اين ساز، حرمت دارد، نبايد در دست هر کسي قرار گيرد...
استاد! امسال در جشنواره‌ي کرمان، عضو هيات داوران نيز بوديد، در رابطه با اين جشنواره توضيحاتي داشته باشيد.
بايد بگويم، موسيقي نواحي، محلي و در يک کلام مقامي، يک ميراث با ارزش است که از گذشته‌هاي دور از اجدادمان به ما رسيده و در اين جشنواره‌ها هم هدف، بيشتر اين است که اين نغمه‌ها، آهنگها، آوازها و چهره‌ها معرفي شده و اين موسيقي زنده نگه داشته شود ضمنا”استعدادها و چهره‌هاي برتر و هنرمندان خوب هم مشخص شوند و از طرفي يک نوع رقابت سالم نيز هست.
لطفا”در مورد حکايتها و اهميت آن توضيح بيشتري دهيد:
وي با خنده‌اي آرام مي‌گويد به شرط اينکه اينجا از من نخواهيد که حکايتي برايتان نقل کنم!.... و در ادامه با حسرتي اظهار مي‌دارد:
همان طور که عرض شد، اصلا”، دوتار نوازها، لازم بود که صداي خوبي داشته و به حکايت و تاريخ آشنا باشند، نه اينکه الان نبايد اينطور باشد، اگر قدري به گذشته برگرديم مي‌بينيم که در اين مقوله، به طور کلي، در 150 سال اخير در شمال خراسان، جعفر قلي شاعر و عارف معروف، سرسلسله‌ي بخشي‌هاي منطقه بوده که خود شاگرداني برجسته همچون:« غلامحسين بخشي زيرابه‌اي » « هلوخان درگزي » و... داشته و بعدها؛ استاد محمد جوزاني بخشي، خان محمد بخشي قيطاقي و ... ادامه دهنده راه او بوده و در سالهاي اخير هم استاداني مانند، مرحوم استاد يگانه، هم اينک هم استاد حاج قربان سليماني و ... که از برجستگان اين راه و هنرند يا داستانهاي رزمي و داستانهاي عاشقانه که همه و همه بيانگر روحيات، رنجها و شاديها و سرگذشت مردمان اين ديار ستمديده است، لذا بايد هميشه بازگو شوند و به نسلهاي بعدي انتقال يابند.
هر چند ديگر اين حکايات بيان نمي‌شوند، بنده خودم هم متحير مانده‌ام که چرا بايد اينگونه باشد. واقعا”کجايند آن بخشي‌هاي حکايت گوي شيرين سخن و شورآفرين؟ کجايند آن آهنگهاي اصيل و اشعار دلنشين؟ چرا جوانان دوتارنواز، امروز به اين جنبه‌ها توجه ندارند؟...
نوازنده‌ي دوتار هم بايد قادر به نواختن باشد، هم خواندن و هم آشنا به حکايتها و توانا به بازگوئي آنها... ديگر حرفي ندارم.



تمامي حقوق متعلق به سايت WWW.GoodarziDotar.com مي باشد، انتشار اخبار و مقالات با ذكر منبع بلامانع است.